نکو سیرتی

مترادف‌ها

نیک‌خویی، خوش‌رفتاری، نیک‌کرداری

متضادها

بدکرداری، بدریختی، بدخویی

لغت نامه دهخدا

نکوسیرتی. [ ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) نیکوسیرتی. نکوسیرت بودن. رجوع به نکوسیرت و نیکوسیرت شود.

فرهنگ فارسی

نیکو سیرتی. نکو سیرت بودن.

جمله سازی با نکو سیرتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر خر است حمولی و خامشیش کجاست ور آدمی ست نکو سیرتی و معنی کو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران