لغت نامه دهخدا
نکوسیرتی. [ ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) نیکوسیرتی. نکوسیرت بودن. رجوع به نکوسیرت و نیکوسیرت شود.
نکوسیرتی. [ ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) نیکوسیرتی. نکوسیرت بودن. رجوع به نکوسیرت و نیکوسیرت شود.
نیکو سیرتی. نکو سیرت بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر خر است حمولی و خامشیش کجاست ور آدمی ست نکو سیرتی و معنی کو