لغت نامه دهخدا
نکورسم. [ ن ِ رَ ] ( ص مرکب ) نکوآیین:
شکر باید کند ایزد را سلطان که کند
به چنین شاه نکورسم پسندیده سیر.فرخی.
نکورسم. [ ن ِ رَ ] ( ص مرکب ) نکوآیین:
شکر باید کند ایزد را سلطان که کند
به چنین شاه نکورسم پسندیده سیر.فرخی.
نکو آیین
💡 سر شخص عالم بود پادشاه دل او وزیر نکو رسم و راه
💡 بتو زنده و تازه شد تا قیامت نکو رسم و آیین بوبکر و عمر
💡 شکر باید کند ایزد را سلطان که کند به چنین شاه نکو رسم پسندیده سیر
💡 ای نکو رسم تو بر جامه فرهنگ طراز ای نکو نام تو بو نامه شاهی عنوان