نوش بهر

لغت نامه دهخدا

نوش بهر. [ ب َ ] ( ص مرکب ) کسی که نصیب و بهره وی نیکو و خوش باشد. ( ناظم الاطباء ). || که از شیرینی نصیبی دارد. شیرین:
پریچهره نوشابه نوش بهر
به فال همایون برون شد ز شهر.نظامی.حلوا که طعام نوش بهر است
در حیضه خوری به جای زهر است.نظامی.چو لاله داغ دل از نوبهار عارض تو
چو غنچه خون جگر از لعل نوش بهر توایم.امیر شاهی سبزواری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که نصیب و بهر. وی نیکو و خوش باشد. یا که از شیرینی نصیبی دارد.

جمله سازی با نوش بهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیا ساقی، آن داروی نوش بهر که داروی درد است و تریاق زهر

💡 چون سخن گوید بپیش دوست و دشمن باشد او دوستان را نوش بهر و دشمنان را نیشتر

💡 حلوا که طعام نوش بهر است در هیضه‌ خوری، به جای زهر است

💡 چو لاله، داغ دل از نوبهار عارض تو چو غنچه، خون جگر از لعل نوش بهر توایم

💡 گیرم ذباب، جلوه گر آید بشکل نحل؛ کو نیش بهر دشمن و، کو نوش بهر دوست؟!

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز