لغت نامه دهخدا
نوش بر.[ ب َ ] ( اِ مرکب ) انگبین. عسل ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
نوش بر.[ ب َ ] ( اِ مرکب ) انگبین. عسل ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
انگبین. عسل.
💡 این جان چو نوش بر دلم چون زهر است وین عمر عزیز پیش چشمم خوار است
💡 درآن حالت که ریزد نوش بر نوش از لب دانش بود بال همای جوهر اول مگس رانش
💡 ما را مران ز شکر خود چون مگس به تیغ کز یاد نوش بر سر خون جوش میکنیم
💡 تا بریزاند ز تب غم را ز دل سرخاب نوش بر سر سرخاب رو تا بنگری تبریز را
💡 از نگاه گرم دشنامِ لبِ می گون او نوش بر لب زهر گردد، زهر در دل می شود