نوزین

لغت نامه دهخدا

نوزین. [ ن َ / نُو ] ( ص مرکب ) کرّه ای که تازه بر آن زین نهاده باشند. ( یادداشت مؤلف ):
بسا حصن بلندا که می گشاد
بسا کره نوزین که بشکنید.رودکی.

فرهنگ فارسی

کره ای که تازه بر آن زین نهاده باشند ٠

جمله سازی با نوزین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور به اندام طیبتی خیزد نیز نوزین و بد لگام نه ای

💡 تو شهسوار بدی در صف کرم آنگاه که نقره خنگ سپهر از هلال نوزین بود

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز