نودمیده

لغت نامه دهخدا

نودمیده. [ ن َ / نُو دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تازه روییده شده. ( ناظم الاطباء ). نوسرزده:
از خط نودمیده چرا این به خط شدن
گر کودکان زیرک و با حیلت و فن اند.سوزنی.

جمله سازی با نودمیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر نودمیده خوید بخوردم یکی شراب خوشا شراب خوردن بر نودمیده خوید

💡 بهار تازه‌ام، ایام را ملول نکردم به فرق خاک بود گرچه نودمیده گیاهم

💡 چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک روشن‌تر از ستاره روشنگر است اشک

💡 روا باشد که روی تو امید است که جودت نودمیده مرغزار است

💡 ای روی تو سوسن شکفته وی چشم تو نودمیده عبهر

💡 شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود را کز او مپوش گل نودمیده خود را