نه خرسند

لغت نامه دهخدا

نه خرسند. [ ن َ خ ُ س َ ] ( ص مرکب ) ناخرسند. ( یادداشت مؤلف ):
ای بنده نوازی که کف راد تو دارد
آز دل خرسند و نه خرسند شکسته.سوزنی.

فرهنگ فارسی

ناخرسند ٠

جمله سازی با نه خرسند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کارها را بکشی کرد خرد بر ره ناسزا نه خرسند است

💡 که خرسند را زندگانی خوش است نه خرسند را دل پر از آتش است

💡 نیاید نه خرسند را خواب خوش ز خرسندی ای پیر گردن مکش

💡 که بود جان که نه در بند وفای تو بود چه کند دل که نه خرسند جفای تو بود

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز