نه بهر

لغت نامه دهخدا

نه بهر. [ن ُه ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) نه یک بروج در علم احکام نجوم، و به هندی آن را نوبهر گویند. ( یادداشت مؤلف از مفاتیح العلوم ). در اصطلاح احکامیان تقسیم هر برج است به نه قسمت و دادن هر یک از آن قسمت ها را به کوکبی از کواکب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به التفهیم ص 42 شود.

فرهنگ فارسی

نه یک بروج در علم احکام نجوم و بهندی آن را نوبهر گویند. در اصطلاح احکامیان تقسیم هر برج است به نه قسمت و دادن هر یک از آن قسمت ها را به کوکبی از کواکب.

جمله سازی با نه بهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عمل در دین ز بهر خلق سوداست نه بهر آنکه سلطان وجوداست

💡 ز شهر خود به شهر یوسف آمد نه بهر خود ز بهر یوسف آمد

💡 رایگان خوردن تو باشد زشت از درختی که آن نه بهر تو کشت

💡 بر تو دیده‌بانی به ره امید دارم نه بهر زه می‌نشانم به دو دیده مردمک را

💡 پدر تنها نه بهر عشق پرورد که مادر هم مرا بهر همین زاد

💡 جهان را نه بهر بیهده کرده اند ترا نز پی بازی آورده اند

💡 او تمام عمر خود را در راه خدمت به خلق سپری کرد، نه بهر مال و منصب، بلکه بهر رسیدن به رضای خداوند متعال.

💡 در آن دوران قدیم، بسیاری از شاعران اشعار خود را نه بهر شهرت، بلکه برای بیان حقایق عمیق هستی و زیبایی‌های جهان می‌سرودند.

💡 او این کار بسیار سخت را انجام داد، نه بهر منافع شخصی و نه بهر تمجید دیگران، بلکه برای نجات جان انسان‌های بی‌گناه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران