نمک به حرامی
لغت نامه دهخدا
نمک به حرامی. [ ن َ م َ ب ِ ح َ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی.نمک ناشناسی. کافرنعمتی. کفران. حق ناشناسی: اگر تا به حالا نمک به حرامی از او ظاهر نشده است حالاهم نخواهد شد. ( امیرارسلان، از فرهنگ فارسی معین ).
جمله سازی با نمک به حرامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عجب نمک به حرامی است دور از تو رضی که با وجود خیالت به تنگ تنهائی است
💡 گل نمک به حرامی است تیره روزی داغ شکسته رنگی خون از خمار نیشترست
💡 او با وجود تمام خدماتی که به آن شخص ارائه داده بود، با دیدن خیانت او گفت که واقعاً نمک به حرامی خورده است و قدرنشناسی کرده است.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه از شخصیتهایی که پس از دریافت کمکهای فراوان، به دشمنان خود میپیوستند، به عنوان افرادی که نمک به حرامی خوردهاند یاد میشود.
💡 وقتی کسی پس از سالها همکاری صمیمانه، ناگهان به همه اعتمادهای ایجاد شده ضربه میزند، اطرافیان او را به نمک به حرامی خوردن متهم میکنند.