لغت نامه دهخدا
نمازخوان. [ ن َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نمازی. که نماز خواند. نمازگزار.
نمازخوان. [ ن َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نمازی. که نماز خواند. نمازگزار.
نمازی که نماز خواند ٠ نماز گزار ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن الحریث سال خویش را صرف اشتغال به سعی در خواباندن شورش خارجیت نفیع ابن الرزاق در خوزستان نمود. عرف اسلامی او را به عنوان بیگانه سست و فاسد در خانه محکوم نموده، اما به علت ماهیت عقیده و نمازخوان بودن او را میستاید.