نفس راندن

لغت نامه دهخدا

نفس راندن. [ ن َ ف َدَ ] ( مص مرکب ) سخن گفتن. نفس برآوردن:
راه نفسم بسته شد از آه جگرتاب
کو همنفسی تا نفسی رانم ازین باب.خاقانی.

فرهنگ فارسی

سخن گفتن. نفس بر آوردن.

جمله سازی با نفس راندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طریقت بود سلطان وز دل ارباب فقر گامهای نفس راندن کامرانیهای او

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز