نفت فروشی
لغت نامه دهخدا
نفت فروشی. [ ن َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل نفت فروش. || ( اِ مرکب ) جای نفت فروش. مغازه ای که در آن نفت فروشند. محل فروختن نفت.
فرهنگ فارسی
عمل نفت فروش ٠ یا جای نفت فروش مغازه ای که در آن نفت فروشند ٠ محل فروختن نفت ٠
جمله سازی با نفت فروشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بازار اشکلک هم در گذشته از امروز رونق بیشتری داشت. وجود یک شعبه بانک صادرات، دایر بودن خانه انصاف، و همچنین وجود بزازی، عطاری، قهوه خانه، خیاطی و نفت فروشی و برنج فروشی در آن محیط گرمی را جمع شدن بزرگان محل می داد و نشان از رونق آن بازار داشت. ثقل دکان استاد قربان که ساخت داس و داره را انجام می داد و همچنین اسب ها را نعل می کرد، پای روستائیان دیگر را هم به بازار اشکلک باز می کرد، زیرا بسیاری از روستاهای اطراف دارای ثقل دکان یا نعل بندی نبودند.
💡 فعالیت شرکتهای بزرگ در زمینه نفت فروشی، تأثیر مستقیمی بر ترازنامه مالی و رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده مواد انرژی دارد.
💡 قوانین بینالمللی برای نظارت بر فرآیند نفت فروشی و جلوگیری از معاملات غیرقانونی در بازارهای جهانی بسیار سختگیرانه وضع شده است.
💡 نوسانات قیمت در بازارهای جهانی نفت فروشی میتواند باعث ایجاد بیثباتی در بودجههای ملی کشورهایی شود که به صادرات انرژی وابسته هستند.