نفت سیاه
مترادفها
نفت، نفت خام
لغت نامه دهخدا
نفت سیاه. [ ن َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نفت تصفیه نشده. باقی مانده نفت طبیعی پس از استخراج بعضی از مشتقات از آن مانند نفت سفید، بنزین و غیره:
شتروار سیصد ز نفت سیاه
بیارند بر بارها تا دو ماه.فردوسی.از آتش برافروخت نفت سیاه
بجنبید از آن کآهنین بد سپاه.فردوسی.
فرهنگ فارسی
شتر وار سیصد ز نفت سیاه بیارند بر بار ها تا دو ماه ( فردوسی )
جمله سازی با نفت سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نکته ضروری است که فضای تون به وسیله موتور و نفت سیاه حرارت مورد نیاز برای حمام را در سالهای گذشته فراهم مینمود.
💡 بیشهای حاصل او نفت سیاه و زر سرخ خطهای مردم او شیردل و نامآور
💡 میانش به گوگرد و نفت سیاه بیاگند چون سنگ داننده شاه
💡 در سال ۲۰۱۰، نیروی برقآبی ۶۳٫۷٪، هستهای ۱۵٪، زغال سنگ ۱۳٫۱٪، گاز طبیعی ۶٫۲٪، نیروی باد ۰٫۶٪، نفت سیاه ۰٫۵٪ و چوب ۰٫۴٪ تولید انرژی الکتریکی در کانادا را تشکیل میدادند.