لغت نامه دهخدا
نغمه سنجی. [ ن َم َ / م ِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل نغمه سنج:
صدای خنده گل کار بلبل می کند صائب
ندارد احتیاج نغمه سنجی گلستان ما.صائب ( از آنندراج ).رجوع به نغمه سنج شود.
نغمه سنجی. [ ن َم َ / م ِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل نغمه سنج:
صدای خنده گل کار بلبل می کند صائب
ندارد احتیاج نغمه سنجی گلستان ما.صائب ( از آنندراج ).رجوع به نغمه سنج شود.
عمل نغمه سنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نغمه سنجی داود، گوش می گیرد دلی که حلقه به گوش نوای درویشی است
💡 چه عجب صائب اگر خون چکد از منقارش نغمه سنجی که به یک پای ز بستان آویخت
💡 باغبان در نوبهاران گوشمالی می دهد نغمه سنجی را که در فصل خزان خواهد نواخت
💡 بس است عرفی، همداستان من صائب به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا؟
💡 درین بستانسرا سروی بلند آوازه می گردد که باشد همچو صائب نغمه سنجی درگلستانش
💡 صدای خنده گل، کار بلبل می کند صائب ندارد احتیاج نغمه سنجی گلستان ما