لغت نامه دهخدا
نعل واژون. [ ن َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعل وارونه. نعل واژگون:
گر مه عید نماید فلکت شاد مشو
که غرضهاست درین نعل که واژون زده است.زمانی ( آنندراج ).
نعل واژون. [ ن َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعل وارونه. نعل واژگون:
گر مه عید نماید فلکت شاد مشو
که غرضهاست درین نعل که واژون زده است.زمانی ( آنندراج ).
نعل وارونه. نعل واژگون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ کج باخت به من در خم دام تو فگند نعل واژون بلا حلقه گیسوی تو بود