نظر پرست
مترادفها
ستایشگر، توجهخواه
لغت نامه دهخدا
نظرپرست. [ ن َ ظَ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) نظرباز:
در انجمن نظرپرستان
از عشق تو می زنند دستان.فیاضی ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نظر باز
جمله سازی با نظر پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد خوشم که هر کسی ام انچنانکه مست شناسد