نظر زدن

لغت نامه دهخدا

نظر زدن. [ ن َ ظَ زَ دَ] ( مص مرکب ) چشم زخم رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). چشم زدن. نظر کردن. چشم زخم زدن. به چشم بد کردن. ( یادداشت مؤلف ). || نظر کردن. ( آنندراج از فرهنگ سکندرنامه بری ). نظر افکندن. نگاه کردن:
نزد برکس از تنگ چشمی نظر
ز چشمش دهانش بسی تنگ تر.نظامی ( آنندراج ).

جمله سازی با نظر زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ختم است بر خرام تو راه نظر زدن چون آه صبحگاه به قلب جگر زدن