نصیب دار
مترادفها
بهرهمند، صاحب سهم
متضادها
بدبخت، بینصیب
لغت نامه دهخدا
نصیب دار. [ ن َ ] ( نف مرکب ) بهره دار. حصه دار. وایه دار. شریک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بهره دار ٠ حصه دار ٠ وایه دار ٠ شریک ٠
جمله سازی با نصیب دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صورت او نصیب دار آمد سیرت او نصیب یار آمد