لغت نامه دهخدا
نصف شدن. [ ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به نیمه رسیدن.به نصف رسیدن. || به دو نیم شدن. ( یادداشت مؤلف ) || نیمی شدن. ( یادداشت مؤلف ).
نصف شدن. [ ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به نیمه رسیدن.به نصف رسیدن. || به دو نیم شدن. ( یادداشت مؤلف ) || نیمی شدن. ( یادداشت مؤلف ).
به نیمه رسیدن. به نصف رسیدن. یا به دو نیم شدن. یا نیمی شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سوی دیگر طبق آمار اعلام شده از سوی وزارت نیرو، عامل اصلی تغییر وضعیت شوری کارون در اثر ساخت سد گتوند نبوده است و عامل اصلی نزدیک به نصف شدن آورد آب کارون از سال آبی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ و همچنین افزایش چشمگیر مساحت کشاورزی و صنایع بعد از ساخت سد گتوند در پایین دست این سد بوده که این صنایع با مدیریت نکردن پساب شور خود، آن را بدون تصفیه مستقیم به کارون ریختهاند.
💡 بهطور کلی، ۸۰۰ میلیون نفر در جهان دچار قحطیزدگی، و ۳۰۰ میلیون نفر دچار چاقی هستند. مبارزه با سوءتغذیه هماکنون یکی از ۸ هدف توسعه هزارهٔ سازمان ملل است که به نصف شدن تعداد افراد مبتلا به سوءتغذیه تا سال ۲۰۱۵ مربوط میشود.