نشدت
لغت نامه دهخدا
نشدت. [ ن ِ دَ ] ( ع مص ) جستجو کردن گمشده را. ( از غیاث اللغات ). نشدة. رجوع به نِشدَة شود.
نشدة. [ ن ِ دَ ] ( ع مص ) جستن گمشده را. ( منتهی الارب ) ( از تاج المصادر بیهقی ). نشد. ( اقرب الموارد ). || تعریف نمودن گمشده را. ( از منتهی الارب ). نشد. ( اقرب الموارد ). || بشناختن کسی را. || سوگند دادن به خدا. ( از منتهی الارب ). سوگند بر کسی دادن. ( زوزنی ). نشد. در تمام معانی رجوع به نَشد شود. || ( اِ ) بانگ. آواز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صوت. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با نشدت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درسی، درسی ز کتاب خدا رهبر نشدت به طریق هدا
💡 گر حقیقت نشدت واقعه جانی من زلف را پرس که از کیست پریشانی من
💡 وز سی به چهل چو شدی واصل جز جهل و زچهل نشدت حاصل
💡 ترا بسی حرکت داد رعشه پیری ز خواب وا نشدت چشم اعتبار افسوس
💡 ای ساکن جنت گل اگر بر سر طوبی مرئی نشدت بین سوی آن عارض و قامت
💡 لب تر نشدت ز آب روانم علی اکبر جانم علی اکبر