لغت نامه دهخدا
نشان زد. [ ن ِ زَ ] ( ن مف مرکب ) مؤلف آنندراج آرد: «نشان زد: مقرر و معین. از فرهنگی نوشتم ». ظاهراً مؤلف فرهنگ منقول عنه به سیاق «نام زد» این ترکیب را ساخته است.
نشان زد. [ ن ِ زَ ] ( ن مف مرکب ) مؤلف آنندراج آرد: «نشان زد: مقرر و معین. از فرهنگی نوشتم ». ظاهراً مؤلف فرهنگ منقول عنه به سیاق «نام زد» این ترکیب را ساخته است.
مولف آنند راج آرد: (( نشان زد: مقرر و معین. از فرهنگی نوشتم ) ). ظاهرا مولف فرهنگ منقول عنه به سیاق (( نام زد ) ) این ترکیب را ساخته است.
💡 خونم از ذوق شهادت جنگ دارد با بدن هر که تیری بر نشان زد شوق او را تیز کرد