نسیه خور

مترادف‌ها

بدهکار

لغت نامه دهخدا

نسیه خور. [ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) نسیه بر. نسیه گیر. که جنس نسیه برد. که غذای نسیه خورد.
- امثال:
نسیه خور بسیار خورد.
نسیه خورپارسنگ ترازو نمی گیرد.
نسیه خور گنده خور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که غالب اشیارابنسیه گیرد.

جمله سازی با نسیه خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دوزخ نقد مفسدان اینست نسیه خور صد هزار چندینست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران