نارفیق

لغت نامه دهخدا

نارفیق. [ رَ ] ( ص مرکب ) نادوست. ناجوانمرد. که نارفاقتی کند. که شرایط دوستی و رفاقت به جا نیارد. که دوستی و رفاقت را رعایت نکند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه شرایط رفاقت و دوستی بجای نیاورد مقابل رفیق.

جمله سازی با نارفیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «تاسفِ افزون تر برای همکارانی که ناجوانمردانه در برنامه‌های رادیو و تلویزیون به جای حمایت، آتش بیار معرکه شدند که به همه آن‌ها می‌گویم: ننگ بر شما فرصت طلبانِ نارفیق که بویی از حرمتِ رفاقت یا حداقل همکاریِ سالیانِ دراز نبرده‌اید. به خُرد و کلان تان می‌گویم: این نیز بگذرد؛ اما کسانی که بُخل و حسادت در وجودشان هست، تا زنده هستند عذاب می‌کشند و تنها مرگ، ناجی آن هاست. در مورد من و همیشه مطرح بودنِ من، راهی ندارید جز اینکه در شعله‌های آتش بُخل و حسادت خود بسوزید و خاکستر شوید.»

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز