لغت نامه دهخدا
ناجای. ( ص مرکب ) بی موقع. بی جای. ( ناظم الاطباء ). که نه بجای بود. || بی فایده. بی حاصل. ( ناظم الاطباء ).
ناجای. ( ص مرکب ) بی موقع. بی جای. ( ناظم الاطباء ). که نه بجای بود. || بی فایده. بی حاصل. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمانده ناجای نیشابور (سرهنگ اکبر آقابیگی) در گفتگو با خیامنامه بر نقش بسیار مهم رسانهها در آشکارسازی فساد اقتصادی تأکید کرد و از همه رسانههای شهرستان خواست که با گزارشهای مستند خود، پلیس را در مبارزه با فساد اقتصادی یاری کنند.