زکت

لغت نامه دهخدا

زکت. [ زَ ] ( ع مص ) پر کردن یا پر کردن مشک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || زیبا شدن. || زیرک شدن. ( آنندراج ).
زکة. [ زِک ْ ک َ ] ( ع اِ )سلاح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
زکة. [ زُک ْ ک َ ] ( ع اِ ) خشم و اندوه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یارب تن مرا زکتان پیرهن رسان جانست پیرهن زنوم جان بتن رسان

💡 نگشت مخفی و پوشیده این که بی حجت جفای ماه زکتان بعدل کردی دور

💡 صاحبی را که زکتان هوس کیسه است کیسه از سیم بپرداز بگو در بازار

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز