میوه چین

مترادف‌ها

میوه‌بردار

لغت نامه دهخدا

میوه چین.[ می وَ / وِ ] ( نف مرکب ) میوه چیننده. که میوه بچیند. آنکه از درخت یا گیاه میوه جدا کند:
شاید اگر در حرم سگ ندهد آب دست
زیبد اگر در ارم، بز نبود میوه چین.خاقانی. || بمجاز بهره مند. سود برنده:
من زان گره گوشه نشین نی درد کش نی میوه چین
می ناب و شاهد نازنین ساقی محابا داشته.خاقانی.از شجر من شعرا میوه چین
وز صحف من فضلا عشرخوان.خاقانی.و رجوع به میوه شود.

فرهنگ فارسی

میوه چیننده که میوه بچیند بمجاز بهره مند

جمله سازی با میوه چین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از شجر من شعرا میوه چین وز صحف من فضلا عشر خوان

💡 به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد چو میوه خیز شود شاخ، میوه چین میرد

💡 بهشت راز مقام دراز دستان نیست در مشاهده بر روی میوه چین مگشای

💡 در فصل برداشت محصولات کشاورزی، هر میوه چین با دقت بسیار بالا و مهارت فراوان، میوه‌ها را از شاخه جدا می‌کند تا آسیب کمتری ببینند.

💡 کارگران و میوه چین‌های ماهر نقش بسیار مهمی در زنجیره تأمین مواد غذایی و انتقال محصولات تازه از مزارع به بازارهای بزرگ شهری ایفا می‌کنند.

💡 با شروع فصل پاییز، تعداد میوه چین‌ها در باغ‌های سیب و گلابی به شدت افزایش می‌یابد تا محصول به موقع به دست مصرف‌کنندگان برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران