میناء
مترادفها
لعاب، میناکاری
لغت نامه دهخدا
میناء. ( ع اِ ) آبگینه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || جوهرالزجاج. ( اقرب الموارد ). گوهر آبگینه. ( زمخشری ) ( دهار ).پیرایه کاسه. ( زمخشری ). مینا. رجوع به مینا شود.
میناء. ( ع اِ ) مینا. لنگرگاه کشتی ها. رجوع به مینا شود.
جمله سازی با میناء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میناء الحمریة (به عربی: میناء الحمریة) یک منطقهٔ مسکونی در امارات متحده عربی است که در دبی، امارات واقع شدهاست.
💡 بندر شویخ (به عربی: میناء الشویخ) یک بندر در کویت است که در استان عاصمه واقع شدهاست.
💡 سدره (به عربی: میناء السدرة النفطی) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان سرت واقع شدهاست. سدره ۹٬۱۸۶ نفر جمعیت دارد و ۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 بندر دوحه (به عربی: میناء الدوحة) یک منطقهٔ مسکونی در کویت است که در استان عاصمه واقع شدهاست. بندر دوحه ۵۷۳ نفر جمعیت دارد.
💡 هنرمندان صنایع دستی با استفاده از تکنیکهای پیچیده، طرحهای بسیار زیبایی را با استفاده از میناء بر روی سطوح فلزی و ظروف قدیمی اجرا میکنند.
💡 کیفیت و درخشش جواهرات باارزش معمولاً به دقت در اجرای لایه میناء و استفاده از مواد اولیه باکیفیت در فرآیند تولید آنها بستگی دارد.
💡 در معماری مساجد تاریخی، استفاده از کاشیهای با نقش و نگار میناء باعث شده است که زیبایی بصری و هنری این بناها دوچندان شود.