لغت نامه دهخدا
میتر. ( اِخ ) مهر. رجوع به مهر و میترا و تحقیق ماللهند ص 155 شود.
میتر. ( اِخ ) مهر. رجوع به مهر و میترا و تحقیق ماللهند ص 155 شود.
مهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جایزه بزرگ ۱۹۶۹ رانندهٔ آلمانی به نام گرهارد میتر هنگام تمرین کشته شد. سیستم تعلیق عقب خودروی او از کار افتاد و خودرو در سرپایینی از پیست خارج شد. این حادثه پنجمین تصادف مرگبار مربوط به فرمول یک در این پیست در ۱۵ سال گذشته بود و بالاترین تلفات را در پیستهای مورد استفاده در قهرمانی جهان داشت.
💡 ایستگاه راه آهن بارتولومه میتر در شهر اولیووس در منطقه ویسنته لوپز استان بوئنوس آیرس آرژانتین واقع شدهاست.
💡 وجه نامگذاری این دریچه به خاطر شباهت آن به میتر است، کلاهی که اسقفهای کاتولیک در مراسمی میپوشند.
💡 «مهر» واژهای برگرفته از زبان پهلوی اشکانی است. «میترا» در زبانهای سانسکریت و مادی «میتَر»، پارسی باستان میثَ، زبان اوستایی میثر، پهلوی ساسانی میتر و سغدی «میش» خوانده میشود و اگر میترا را واژه ای هندواروپایی فرض کنیم، قدمتش