فرهنگستان زبان و ادب
آستینۀ پروانه
{fairwater sleeve} [حمل ونقل دریایی] آستینه ای متشکل از دو نیم مخروط که از آن به عنوان کلاهک پروانه استفاده می شود و باعث تسهیل حرکت آب در اطراف پروانه می شود
آستینۀ پروانه
{fairwater sleeve} [حمل ونقل دریایی] آستینه ای متشکل از دو نیم مخروط که از آن به عنوان کلاهک پروانه استفاده می شود و باعث تسهیل حرکت آب در اطراف پروانه می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه بازیگرِ زنِ نقشِ اوّل در سینمای بیضایی پروانه معصومی و سوسن تسلیمی و مژده شمسایی بودهاند.
💡 وجود این محدودیت در پروانهٔ این زبان آن را با پروانه عمومی همگانی گنو (GPL) ناسازگار میکند.
💡 صبر چون پروانه باید کردنت بر داغ عشق ای که صحبت با یکی داری نه در مقدار خویش
💡 نمونهٔ عملیاتی ساده مشابه نسخهٔ اِن که فقط در طول روز و بدون رادار بالای پروانه اصلی و فلیر است.
💡 میتپد دل شمع رویت را چو میبینم ز دور چون شدی نزدیک چون پروانه در تاب و تبم
💡 بر سر پروانه شمع از بهر آن سوزد که هست جذبه عشقی که خاکستر به خاکستر کشد