میان دادن

لغت نامه دهخدا

میان دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) فاصله دادن. فرجه دادن. ( یادداشت مؤلف ). || کنایه از قوت دادن و امداد کردن. ( آنندراج ). مجال دادن:
تو میان دهی و گرنه بخیال درنگنجد
که چنان کمر که دانی من بی ادب گشایم.بابافغانی.

فرهنگ فارسی

فاصله دادن فرجه دادن یا کنایه از قوت دادن و امداد کردن.

جمله سازی با میان دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واقعه خلیل را برد حسین از میان دادن سر ذبیح را محو نمود داستان

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
اولدوز یعنی چه؟
اولدوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز