لغت نامه دهخدا
مکولی. [ م َ لی ی ] ( ع ص ) ناکس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناکس و لئیم. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکولی. [ م َ لی ی ] ( ع ص ) ناکس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناکس و لئیم. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
💡 سلطنت مشروطه، ممکن است به نظامی سیاسی دلالت کند که در آن، پادشاه در مقام رئیس کشور و مستقل از احزاب و جریانات سیاسی و در چارچوب قانون اساسی (خواه قانون اساسی مکتوب و مدون، خواه نامکتوب و غیرمدون) عمل میکند. درحالی که اغلب پادشاهان مشروطه ممکن است زمام امور را رسماً در دست داشته باشند و دولت قانوناً تحت رهبری و به نام پادشاه عمل کند، در پادشاهی مشروطهٔ رایج در کشورهای اروپایی پادشاه دیگر شخصاً در سیاستگذاری عمومی کشور یا عزل و نصب سیاستمداران و مقامات کشوری و لشکری مداخله نمیکند. دانشمند علوم سیاسی، ورنون باگدنر در تعریف پادشاه مشروطه به نقل از تامس مکولی میگوید: «[او] رئیس کشوری است که سلطنت میکند اما فرمان نمیدهد.»