لغت نامه دهخدا
مکرمان. [ م َ رَ ] ( ع ص ) رجل مکرمان؛ مرد کریم. ( منتهی الارب ). مرد کریم و جوانمرد و سخی. ( ناظم الاطباء ).در ندا گویند یا مکرمان؛ یعنی ای مرد کریم فراخ خوی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکرمان. [ م َ رَ ] ( ع ص ) رجل مکرمان؛ مرد کریم. ( منتهی الارب ). مرد کریم و جوانمرد و سخی. ( ناظم الاطباء ).در ندا گویند یا مکرمان؛ یعنی ای مرد کریم فراخ خوی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه باشد ار به سر وقت من رسی وقتی چو مکرمان به سوی کلبه تهی دستان