موسی عمران

لغت نامه دهخدا

موسی عمران. [ ی ِ ع ِ ] ( اِخ ) موسای عمران. موسی بن عمران. پیامبر یهود. رجوع به موسی بن عمران شود. ( یادداشت مؤلف ):
ور به بلور اندرون بینی گویی
گوهر سرخ است به کف موسی عمران.رودکی.فرعون وار لاف اناالحق همی زنی
وان گاه قرب موسی عمرانت آرزوست.سعدی.و رجوع به موسی بن عمران شود.

فرهنگ فارسی

موسای عمران. موسی بن عمران. پیامبر یهود.

جمله سازی با موسی عمران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چوب‌ کم باشد ز آهن لیک اندر معجزات تیغ تو همچون عصای موسی عمران بود

💡 به طور و نور و مناجات موسی عمران به مهد و عهد و مقالات عیسی مریم

💡 هم حیات از لب نمودن هم شفا از رخ چو حور با دم عیسی و دست موسی عمران تراست

💡 از هر آن شاعر که بستانی بیاض مدح خویش دست او بیضا چو دست موسی عمران کنی

💡 جلوه گر آمد ز دور آتش مهر ظهور منصعق آمد ز طور موسی عمران عشق

💡 شد چو موسی عمران ز پای وی تا فرق به مثل وادی سینا به آب حیرت غرق

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز