لغت نامه دهخدا
مورگن. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) مورگز. طعامی مورگن، طعامی مور در آن افتاده.طعام منمول. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به مورگز شود.
مورگن. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) مورگز. طعامی مورگن، طعامی مور در آن افتاده.طعام منمول. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به مورگز شود.
مورگز طعامی مورگن طعامی مور در آن افتاده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به داستان پام بیچ، به یاد میآورم مادر، گناه هارولد دیدلباک و داستان هلن مورگن اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به موجودی از باتلاق سیاه، روباههای کوچک، معادن شاه سلیمان، تور آبی، داستان هلن مورگن اشاره کرد.
💡 آیریس با دیوید الکساندر ازدواج کرد و صاحب یک فرزند دختر بهنام مورگن الکساندر یانگ شدند.
💡 از افراد مشهور این سرزمین میتوان کوئنتین تارانتینو، الویس پرسلی، یوسف لطیف، اشر ریموند، دیوی کراکت، مورگن فریمن، اریتا فرانکلین، ال گور، آیزاک هیز، تامارا جرنیگان، تینا ترنر و مایلی سایرس و تیلور سویفت را نام برد.