موخره

لغت نامه دهخدا

( مؤخرة ) مؤخرة. [م ُءْ خ َ رَ ] ( ع اِ ) مؤنث مُؤْخَر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مُؤْخَر و ترکیبات ذیل مُؤَخَّرَة شود.
مؤخرة. [ م ُءْ خ ِ رَ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث مؤخر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مُؤَخَّرَة و ترکیبات ذیل آن شود.
مؤخرة. [ م ُ ءَ خ خ َ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث مؤخر. ( یادداشت مؤلف ).
- مؤخرةالجیش؛ دنباله. دم لشکر. مقابل مقدمه و مقدمةالجیش. عقب دار. دم دار. ( یادداشت مؤلف ).
- مؤخرةالرحل؛ مؤخرالرحل. دنباله پالان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مؤخر شود.
- مؤخرةالعین؛ دنباله چشم. مؤخرالعین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترکیب مؤخرالعین در ذیل مؤخر شود.
|| پس کوهه زین اسب. ( مهذب الاسماء ).
مؤخرة. [ م ُ ءَخ ْ خ ِ رَ] ( ع ص، اِ ) تأنیث مؤخر. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مُؤَخَّرَة و ترکیبات ذیل آن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث موخر: ۱- عقب انداخته. ۲- پایان کتاب یا رساله مقابل مقدمه.
تانیث موخر.

جمله سازی با موخره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرگ پدر زوسیما منجر به بیداری آلیوشا می‌شود. موخره رمان دارای دو صحنه است. در یکی جزییات روابط ایوان، کاترینا و دیمیتری مشخص می‌شود. در دیگری به روابط آلیوشا با گروهی از کودکان پرداخته می‌شود. رمان با مراسم سوگواری مرگ ایلیوشا و با اشاره امیدوارانه‌ای به سرآغاز رمان، پایان می‌یابد.

💡 این کتاب به سعی صالح نجفی و توسط نشر مرکز در سال ۱۳۹۶ به فارسی ترجمه شده است. این ترجمه همراه با یک مقدمه و یک موخره به قلم مترجم، منتشر شده‌ست.

بشری یعنی چه؟
بشری یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز