لغت نامه دهخدا
مهرود. [ م َ ] ( ع ص ) ثوب مهرود؛ جامه زردرنگ. ( منتهی الارب ). جامه ای که به وسیله «هرد» آن را به رنگ زرد درآورده باشند. ( از اقرب الموارد ).
مهرود. [ م َ ] ( ع ص ) ثوب مهرود؛ جامه زردرنگ. ( منتهی الارب ). جامه ای که به وسیله «هرد» آن را به رنگ زرد درآورده باشند. ( از اقرب الموارد ).
ثوب مهرود جامه زرد رنگ
💡 چشمه شورک یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است. در این اندیس، پاراژنزهای آزوریت یافت میشوند.
💡 غرب چشمه استاد یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس تونالیت است در این اندیس، پاراژنزهای اپیدوت، کوارتز یافت میشوند.
💡 تیغ نو آب ۲ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس ماسه سنگ قرمز است و دیرینگی آن به دوران ائوسن میرسد. در این اندیس، پاراژنزهای کوارتز، کلسیت، ملانتریت، ژاروسیت یافت میشوند.
💡 شمال درح ۲ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 جنوب غرب چشمه استاد یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 شمال درح ۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مهرود استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.