لغت نامه دهخدا
منکوف. [ م َ ] ( ع ص ) شتر نکاف زده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتر نکاف زده که بیماریی است شتران را. ( آنندراج ): جمل منکوف؛ شترمبتلا به نکاف و کذلک ناقة منکوفة. ( ناظم الاطباء ).
منکوف. [ م َ ] ( ع ص ) شتر نکاف زده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتر نکاف زده که بیماریی است شتران را. ( آنندراج ): جمل منکوف؛ شترمبتلا به نکاف و کذلک ناقة منکوفة. ( ناظم الاطباء ).
شتر نکاف زده. شتر بنکاف زده که بیماری است شتران را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر منکوف (روسی: Александр Александрович Меньков؛ زادهٔ ۷ دسامبر ۱۹۹۰) ورزشکار دو و میدانی اهل روسیه است.