منغم
مترادفها
خوشآهنگ، دلنشین، آهنگین، دلانگیز
متضادها
ناخوشایند، گوشخراش
لغت نامه دهخدا
منغم. [ م ُ غ َم م ] ( ع ص ) اندوهگین. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دهان و یا بینی بسته و پوشیده شده. || شتر زمام بسته. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انغام شود.
جمله سازی با منغم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تپه حاج منغم مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان شوشتر، روستای حاج منعم واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۲۶۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 صدای منغم نوازنده در آن شب زیبا، باعث شد تا تمام حاضران در سالن غرق در آرامش و موسیقی دلانگیز و آرام شوند.
💡 شاعر با استفاده از کلمات منغم و موزون، توانست احساسات عمیق خود را در قالب ابیات بسیار زیبا و تاثیرگذار بیان کند.
💡 موسیقی منغم و ملایمی که در پسزمینه پخش میشد، فضای رستوران را برای مشتریان بسیار آرام، دلپذیر و خاطرهانگیز کرده بود.