منشئات
مترادفها
مؤسسات، نهادها، تأسیسات
لغت نامه دهخدا
منشئات. [ م ُ ش َ ] ( ع ص،اِ ) نوشتجات منشیانه و مترسلانه که بطور انشاء نوشته شده باشند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدخل قبل شود.
فرهنگ فارسی
نوشتجات منشیانه و مترسلانه که بطور انشائ نوشته شده باشند.
جمله سازی با منشئات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این جا یک سؤال دیگر هم پیش آمد. نامهای در اختیار است که میرزا مهدی از طرف نادر به اهالی بصره می نویسد. نامه نامه ی بسیار خوبی است، جز این که نمیدانم آیا در ردیف منشئات میرزا مهدی خان قرار گرفته و انتشار پیدا کردهاست یا نه. اگر این نامه در اختیار نباشد حاوی نکاتی است که به لشکر کشی نادر و جنگ بصره و وقایع آن زمان کمک زیاد خواهد کرد.
💡 اشارت رسم بر خلق و صفاتست که از وی ما سوی الله منشئات است
💡 ساخت و توسعه منشئات جدید زیربنایی در مناطق محروم کشور میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی و ایجاد فرصتهای شغلی جدید برای ساکنان آن مناطق شود.
💡 تمامی منشئات صنعتی موجود در این منطقه باید طبق استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی طراحی و اجرا شوند تا از آسیب به اکوسیستمهای طبیعی جلوگیری شود.
💡 دولت برنامهای بلندمدت برای نوسازی منشئات آموزشی و بهداشتی در روستاها تدوین کرده است تا دسترسی به خدمات اولیه برای همه مردم فراهم شود.