لغت نامه دهخدا
منذ. [ م ُ / م ِ ذُ ] ( ع حرف جر، اِ ) از آنگاه باز. مُذ. ( منتهی الارب ). حرف جر و یا اسم مبنی است که در زمان ماضی به معنی از و در زمان حاضر به معنی در و اگر زمان معدود باشد به معنی از مدت می آید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مذ شود.
منذ. [ م ُ / م ِ ذُ ] ( ع حرف جر، اِ ) از آنگاه باز. مُذ. ( منتهی الارب ). حرف جر و یا اسم مبنی است که در زمان ماضی به معنی از و در زمان حاضر به معنی در و اگر زمان معدود باشد به معنی از مدت می آید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مذ شود.
از آنگاه باز. حرف جر و یا اسم مبنی است که در زمان ماضی به معنی از و در زمان حاضر به معنی در و اگر زمان معدود باشد به معنی از مدت می آید.
💡 قال ابن مسعود: فما ترکتهن منذ سمعتهن من النبی (ص).
💡 قال احمد بن عطا: المعرفة معرفتان معرفة حق و معرفة حقیقة و قال الجنید المعرفة وجود جهلک منذ قیام علمه.
💡 این کتاب در واقع تکمیلکنندهٔ کتاب «معجم المعربات الفارسیه: منذ بواکیر العصر الحاضر» محمد التونجی است. نویسنده با مراجعه به فرهنگ واژگان عربی، واژگان معرب از فارسی را بر اساس توضیحات واژهنامه عربی استخراج و در این کتاب منتشر نمودهاست.
💡 و عن ابی هریرة قال: بینما نحن عند رسول اللَّه (ص) اذ سمعنا وجبة ففزعنا منها فقال: هل تدرون ما هذه؟ قلنا لا، قال: هذا حجر کان فی اعلی جهنّم فلم یزل یهوی حتّی وقع فی اسفلها منذ سبعین عاما.
💡 و منذ سبانی هواه، ترانی اموت و احیی، بغیر اختیاری