ریتمی

مترادف‌ها

آهنگین، ریتمیک

متضادها

نامنظم، بی‌ریتم، ناموزون

فرهنگستان زبان و ادب

{rhythmic} [سینما و تلویزیون، موسیقی] دارای ریتم متـ. موزون 2، ضربی

ویکی واژه

دارای ریتم

جمله سازی با ریتمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الگوریتم تعمیم یافته اقلیدس به الگوریتمی بسیار مشابه به الگوریتمی برای محاسبه بزرگترین مقسوم علیه مشترک چندجمله ای و ضرایب قضیه بزو از دو چندجمله‌ای با یک متغیر، ارجاع دارد.

💡 الگوریتم کساراجو الگوریتمی است که به منظور پیدا کردن مولفه‌های قویا همبند در یک گراف جهت دار استفاده می‌شود.

💡 آناستازیا وزنیاک (اوکراینی: Анастасія Романівна Возняк؛ زادهٔ ۹ دسامبر ۱۹۹۸) ژیمناست ریتمیک اهل اوکراین است.

💡 از زمان تأسیس هوش مصنوعی در دهه 1950، هنرمندان و محققان از هوش مصنوعی برای خلق آثار هنری استفاده کردند. این آثار گاهی اوقات به عنوان هنر الگوریتمی، [7] هنر کامپیوتری، هنر دیجیتال یا رسانه های جدید نامیده می شدند.

💡 ۳- الگوریتم مرتب‌سازی ادغامی با پیاده‌سازی فوق یک روش پایدار است. چنین الگوریتمی ترتیب عناصر با مقدار یکسان را پس از مرتب‌سازی حفظ می‌کند.

💡 است و سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا الگوریتمی وجود دارد که با همین تعداد مقایسه، مرتب‌سازی را انجام دهد؟

💡 نوازنده با مهارت بسیار بالا شروع به نواختن قطعه کرد و موسیقی ریتمی بسیار زیبایی ایجاد کرد که شنوندگان را به وجد آورد و با خود همراه کرد.

💡 تپش قلب بیمار به صورت ریتمی و منظمی در حال تغییر بود که پزشک را به فکر فرو برد تا بررسی‌های دقیق‌تری روی او انجام دهد.

💡 حرکت امواج دریا با یک الگوی ریتمی و آرام در ساحل برخورد می‌کرد که باعث می‌شد هر کسی که آنجا حضور دارد احساس آرامش عمیقی پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران