ملامت بار
مترادفها
ملامتگر، سرزنشگر
متضادها
ستایش، تمجید، ثنا
لغت نامه دهخدا
ملامت بار. [ م َ م َ ] ( نف مرکب ) توأم با ملامت. توأم با عتاب و سرزنش: سخنان ملامت بار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه سرزنش کند توام با ملامت: [ نگاه ملامت باری باو کرد. ]
جمله سازی با ملامت بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تن پرستان را به صحرای ملامت بار نیست پای خواب آلودگان بر خار می باشد گران
💡 سرشک لعل من حاصل گل آزار میآرد گهر میریزم و سنگ ملامت بار میآرد
💡 کوهکن بر دل او گرد ملامت بار است گرد من کوه غم از سنگ ملامت نگرید
💡 هر که پیراهن به بدنامی درید آسوده شد بر زلیخا طعن ارباب ملامت بار نیست
💡 نگاه ملامت بار او در آن لحظه حساس، باعث شد که من به شدت احساس شرمندگی کنم و نتوانم حتی یک کلمه برای دفاع از خود بگویم.
💡 سخنان ملامت بار معلم در کلاس درس، تأثیر عمیقی بر روحیه دانشآموزان گذاشت و باعث شد که آنها از ادامه فعالیتهای علمی خود ناامید شوند.
💡 او با لحنی ملامت بار و پر از گلایه، تمام تلاشهای شبانهروزی من را زیر سوال برد و گویی هیچ ارزشی برای زحمات من قائل نبود.