لغت نامه دهخدا
ملاحظه کاری. [ م ُ ح َ ظَ / ح ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت ملاحظه کار. رعایت جوانب امور. حزم. احتیاط. احتیاطکاری. و رجوع به ملاحظه کار شود.
ملاحظه کاری. [ م ُ ح َ ظَ / ح ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت ملاحظه کار. رعایت جوانب امور. حزم. احتیاط. احتیاطکاری. و رجوع به ملاحظه کار شود.
ملاحظه جوانب امور کردن.
💡 ژان دانژو برادر زاده روبرت شاه ناپل و دختر فیلیپ دانژو را که بعدها امپراتور لاتینی بیزانس شد به عقد خویش درآورد. اوشین به تلاشهای لازم برای اتحاد با کلیسای کاتولیک نیز ادامه داد لیکن با ملاحظه کاری و احتیاطی بیش از اسلافش تا ملت را به شورش واندارد.