ملاحظه کاری
لغت نامه دهخدا
ملاحظه کاری. [ م ُ ح َ ظَ / ح ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت ملاحظه کار. رعایت جوانب امور. حزم. احتیاط. احتیاطکاری. و رجوع به ملاحظه کار شود.
فرهنگ فارسی
ملاحظه جوانب امور کردن.
جمله سازی با ملاحظه کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ژان دانژو برادر زاده روبرت شاه ناپل و دختر فیلیپ دانژو را که بعدها امپراتور لاتینی بیزانس شد به عقد خویش درآورد. اوشین به تلاشهای لازم برای اتحاد با کلیسای کاتولیک نیز ادامه داد لیکن با ملاحظه کاری و احتیاطی بیش از اسلافش تا ملت را به شورش واندارد.
💡 در محیطهای کاری مدرن، رعایت ملاحظه کاری و احترام به حقوق همکاران، یکی از عوامل اصلی موفقیت در حفظ روحیه تیمی و پیشرفت سازمان محسوب میشود.
💡 او با وجود داشتن تخصص بالا، به دلیل کمکاری و عدم رعایت ملاحظه کاری در برابر مسئولان، در نهایت از جایگاه شغلی خود اخراج شد.
💡 برای برقراری یک رابطه انسانی سالم، باید همواره ملاحظه کاری و حساسیتهای موجود در محیط را در نظر داشت تا از بروز تنشهای غیرضروری جلوگیری شود.