لغت نامه دهخدا
مغزلی. [ م ِ زَ لی ی / م َ زَ لی ی / م ُ زَ لی ی ] ( ع ص نسبی ) دوک تراش. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب ).
مغزلی. [ م ِ زَ لی ی / م َ زَ لی ی / م ُ زَ لی ی ] ( ع ص نسبی ) دوک تراش. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبر چرخ از امل بریدن نیست سر این رشته مغزلی دارد