مغتر
مترادفها
فریبخورده، مغرور
لغت نامه دهخدا
مغتر. [ م ُ ت َرر ] ( ع ص ) فریفته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اغترار شود.
فرهنگ فارسی
فریفته
جمله سازی با مغتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انت مقامی، و انت مغتر بی قد طاب فیک المقام والغربه