معنای واژگانی

فرهنگستان زبان و ادب

{lexical meaning} [زبان شناسی] معنایی از واحد واژگانی که تجزیه پذیر است و در واژگان یا فرهنگ لغت درج می شود و به همراه عناصر دستوری معنا، کلیت معنای آن واحد را شکل می دهد

ویکی واژه

معنایی از واحد واژگانی که تجزیه‏پذیر است و در واژگان یا فرهنگ لغت درج می‌شود و به همراه عناصر دستوری معنا، کلیت معنای آن واحد را شکل می‌دهد.

جمله سازی با معنای واژگانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زبان پارسی میانه به پادگانی که محل انبار اسلحه نیز بود زینستان می‌گفتند. زین که امروزه معنی مرکب نهاده بر چارپایان را پیدا کرده در زبان پهلوی در اصل به معنی جنگ‌افزار بود و معنای واژگانی زینستان، «اسلحه‌خانه» است.