مضیغ

لغت نامه دهخدا

مضیغ. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مضیغة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مضیغة شود.

فرهنگ فارسی

مضائغ جمع مضیغه

جمله سازی با مضیغ

💡 نه هیچ وجه درآمد نه راه بیرون شو نه از مضیغ حوادث گذر به بیرونی