مصیبت رسیده
مترادفها
مصیبتزده، گرفتار
متضادها
سعادتمند، خوشبخت
لغت نامه دهخدا
مصیبت رسیده. [ م ُ ب َ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )مصیبت دیده. داغدیده. سوکوار. || بدبخت.
فرهنگ فارسی
مصیبت دیده داغدیده
جمله سازی با مصیبت رسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این خسته فراق مصیبت رسیده را پیغام میرسانی و مرهم همینهی
💡 روزگاری وز تو دشمن و دوست به مصیبت رسیده اند و به سور
💡 ای شمع زرد روی که با اشک دیده ای سر خیل عاشقان مصیبت رسیده ای