مصطبکی
لغت نامه دهخدا
مصطبکی. [ م َ طَ ب َ ] ( ص نسبی ) ( از مصطبه عربی + پسوند -َک + یاء نسبت ) منسوب به مصطبک. میخانه. || پیاله فروش. ( یادداشت مؤلف ):
باز نام پدر مصطبکی زنده کنی
دیده دیو شود بازبه روی تو قریر
شاعر مصطبکی گردی تا شعر تو را
بزند مطربک مصطبکی بر بم و زیر.سوزنی.
جمله سازی با مصطبکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زنده نام پدر از مصطبکی کردی تا دیده دیو شو و باز بروی تو قریر