مصرم

لغت نامه دهخدا

مصرم. [ م ِ رَ ] ( ع اِ ) داس خشاوه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دوک تراش. ( مهذب الاسماء ).
مصرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) مرد محتاج بسیارعیال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || صاحب گله شتران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مصرم. [ م َ رِ ]( ع اِ ) جای تنگ شتاب سیل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای تنگ که توجبه بشتاب از آن گذرد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جای تنگ شتاب سیل جای تنگ که توجبه بشتاب از آن گذرد.

جمله سازی با مصرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام شمع خورشیدم نهان در زیر دامان مانده ام

💡 گر یوسف مصری بفروشی به درم من یوسف مصرم و به جان می خرمت

💡 زندان فراموشی من رخنه ندارد در مصرم و هرگز ز عزیزان خبرم نیست

💡 گر نه بوی یوسف مصرم وزیدی گاه گاه همچو یعقوب از غمت صد پیرهن بدریدمی

💡 گه بسیاره مصرم بغلامی بفروخت گاهم از تهمت مکاره بزندان آورد

💡 بگفتا گر بدین کارت تمام است عزیز مصرم و مصرم مقام است

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز